| این سند ، سالهاست که به گواهی ایستاده است و روشنتر از هر استدلال و گویاتر از هر کتاب و دلیل ، برهان مظلومیتهای جبهه حق است هنگام ورود به خاک بقیع
کفشها را که درمی آوری و پایت خاک این مزار را لمس می کند ، دلت هم می شکند قبور بی سایبان مانده در برابر آفتاب را که می بینی ، داغت تازه می شود و بر بی می کهن و دیرین ، اشک می ریزی و بغض مانده در گلو را در هوای بقیع ، رها می کنی رنجنامه نانوشته محبین اهل بیت ، بر خاک و سنگ این مزار ، گویاتر از هر زمان است
یک طرف جمعی به دعای توسل مشغولند و زمزمه کنان طرف دیگری ، دلهایی با آهنگ نوحه و مرثیه ، به عمق مظلومیت اهل بیت راه می یابند و می گریند یک سو جمعی بر سر قبر ام البنین به یاد سقای کربلا و دستهای قلم شده اش اشک می ریزند
در سویی جانبازان ، با ویلچر هایشان جمع زائران را می شکافند و در امتداد نور ، راهی به کانون روشنی و خطی به منبع فیض می گشایند و به خاکبوسی این چهار امام معصوم علیهم السلام می آیند
عده ای در پی یافتن قبر گم شده زهرایند و در کناری هم کسی آرام آرام اشک می ریزد و زیارت جامعه می خواند و هوا ، هوای عطرانگیز و روحانی حال است اینجا اشک است که سخن می گوید و حال ، گویاتر از قال است سکوت زبان را هم زلال اشک جبران می کند ، چشمهای اشکبار ترجمان دلهای داغدار و بی قرار است حرفی هم که نزنی ، کلامی و سلامی هم که نگویی ( یا از فرط اندوه و بغض گلوگیر ، نتوانی بگویی ) چشمها و قطرات جاری اشک ، هم روضه خوان مجلس است و هم گریه کن محفل لازم نیست کسی مرثیه بخواند ، بقیع ، خودش مرثیه مجسم است
|